خب هيچي صفر بودم-بد دو تينگز!!اتلاف زمان-كات باب!
فك ميكنم بايد ارزشم حفظ بشه،دليلي نميبينم هر وقت باب بخواد باشم و هر تايمي به هر دليلي ك نيست من اينو قبول كنم فقط به واسطه اينكه كار من دست خودمه و اون دليلاش محكمه پسنده!!
يا واقعا اگه اينقد دم از دوست داشتن ميزنه بايد اون دنباله گذروندن تايم با من باشه نه من عين زناي نديد بديد منتظر...
من دوسش دارم كتمان نميكنم ولي اگه رابطه قراره من توش اينجور تحقير بشم نميخوام ادامه پيدا كنه به همين دليل،شمارش توي بلاك ليسته تا هيچ پيامي نخونم و نظرمو تغيير ندم
و به خاطر جلوگيري از اشتبا و محك خودم ،يك هفته فرصت ميدم به خودم ،نه باب،به خودم فرصت ميدم كه ببينم اين رابطه در چه حدودي هست،من هدفم چيه اصلا ،كنكور و چه كار ميتونم بكنم و ....
بعد از يك هفته اگه ديدم عميقا به اين رابطه ايمان دارم و نه فقط عادته و نه فقط فرار از تنهايي،ادامش ميدم و اگر احساس كنم كه...عادته،ترس از تنهايي،عدم كنترل خودم بوده توي بلاك ليست باقي ميمونه
مسلما فرصت خوبي هم براي باب شايد قدر منو بيشتر بدونه ! البته ك فاطمه بعدي فاطمه تحت كنترل و استخدام خودشه نه هيچ كس ديگه....من براي اثبات حسن نيتم خيلي كارا كردم از خيلي چارچوبا گذشتم ولي اون چي؟!
از جايي نزده به من اضافه كنه،از اضافه ها براي من استفاده كرده و اين ارزش من نيست
اين حرفم بذاريد سه ساله ديگه بهتون ثابت ميكنم.
سياست رفتاري بايد عوض بشه،و اين سياسته ك قدرت مياره و من خواهان قدرت در جز ب جز هستم
ي ايده: قوانين فيزيك و نميشه تغيير داد،وقتي طوفان به شدت ميوزه در خلاف جهتش رفتن فايده اي نداره پس هر كاري ميخواي بكني بايد در جهتش بكني،پس در اين صورت ادامه رابطم با باب با همين شرايط بايد قدرتمو زياد كنم
و اينو يادم باشه اولويت اول من كنكوره
برچسب: پایان روزها,پایان روزی روزگاری,پایان روز,
نویسنده: روژان نیکنام
تاريخ: چهارشنبه
26 آبان
1395 ساعت: 4:36